علم آموزي مومنانه يعني اينكه براي او كسب دانش كني. چرا مي خواهي بداني؟ خواستن ممكن است يكسان باشد. خواستن ممكن است نسبت به يك چيز باشد، با يك سري شرايط يك نواخت باشد ولي چرا خواستن در نيت تو تاثير خواهد گذاشت، مهم است. اينكه يك چيز را بخواهي مهم است ولي مهم تر اين است كه با چه نيتي ميخواهي... عالم شدن از آن نظر آسان است كه مي توان به سختي فراوان به آن رسيد اما ادم شدن محال است. چگونه مي توان به اين مقام رسيد كه براي حضرت حق كار كني. يعني تو با همه درگير شوي كه درس بخواني عالم شوي و بعد در تمام طول مسير براي او و تنها او همه كارها را جهت دهي. براي او حتي نفس بكشي. خسته و كوفته از وسط قومي اعجوج و معجوج كه اكثرا نجس اند خودت را به خانه برساني كه دوش بگيري و نمازهاي چهارگانه ات را بخواني . دم غروب كه برسي با يك دوش ظهر وعصر و مغرب و عشا را مي توان خواند. بعد انتظار دارند كه كفر نگويي. اگرچه همه كفار را نجس مي دانيم ولي چه كنيم كه او ما را پاك دانسته. اينكه ما پاكيم و اينها نجس در برتري مانيست. بول نجس است و ودي پاك هر دو از يك مجرا مي آيند و يكي پاك و ديگري نجس هيچ كدام برتري ندارد ولي نظام عالم چنين طراحي شده كه او را مشمول نام نجس گرداند و اين را مشمول پاك!

پاك پا ك پا ك.

چه لذتي داره نوشتن نوشتن بدون اينكه كسي بفهمه به چه زباني مي نويسي ، بدون اينكه نگران غلت نوشتن باشي و نگران ويراش و اين چيزااا فقط نوشتن و به بند كشيدن مفاهيم. اوايل فكر مي كردم كه اگر خالي كنم ذهنم را سردردم كمتر مي شود اما هرچه برداشتم بيشتر شد مثل چشمه كه مي جوشد هي جوشيد و هي نوشتن پس از نوشتن و هي جوشيدن وايييييييي كه سرم در شرف تركيدن است. ولي لذت مي برم لذت مي برم كه مي نويسم. مي نويسم كه خالي شوم بالاخره خالي مي شوم... چقد ر خوب نوشتن بدون انيكه نگران جواب پس دادن باشي براي انچه كه به آن رسيده اي به آن اعتقاد داري به آن عشق مي ورزي و تلاش مي كني من مي خواهم شهيد ركابت باشم آقا...

آقا چه اسم با مسمايي است. دراين غربت مي دانم كه به حد تو غريب نيستم. واييي كه چه لذتي داره كه انگشتام روي صفحه كليد مي رقصند اصلا كي گفته رقص مشكل شرعي داره اگه اين رقص انگشتام ثواب نداشته باشه نامردم اصلا عين ثواب يعني اين !

حتي اگه به اگزيستانسياليت هم اعتقاد داشته باشي باز اين رقص انگشت روي صفحه كليد عين لذت است. عين فلسفه زندگي .. ياد ماخلقت الجن والانس الا ليعبدون به خير يادش بخير با چه عجوبه هايي سر اين مباحث دست و سم نرم مي كرديم. وووووووووويييييييييييييييييي كه

غرق لذت مي كند اين راه دائم جان من

جان من جانان من اين جان برايت جان من

اااااااااا بدون قافيه و وزن و وراي اين شعر نو و ادا و اطفار شعر سپيد چيز ي وسط نظم و نثر در گوشه اي از اين زمين حيران!

واي حيرانيييييييييي فريدون جيراني جيوه طنطنانني ددر دلم بود كه ادم شوم اما نشدم بي خبر از همه عالم شوم اما نشدم سال ها دل طلب جام جم از مامي كرد وانچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد هنوزم گداست احق بي شعور هنوز نفهميده شب جمعه اش كيه خاك برسرش ... خاك خدا كنه كه خاك كربلا باشه خاك با هزاران چاك...

آن خاك غريب با هزار چاك

چون برسرما شود كند پاك

او مسكرو مست كننده است و

يك مسكرِ پاك و بدون يك تاك

نوشتن نوشتن و نوشتن اخخخخخخخخخخخ اَه بسه ديگه چقد ذر مي زني ... ببند اين ذرات خونه رو تا تحريمت نكردم