صب دارم میرم سر کار زنه پاش کجه یعنی جلو پاش کجه به سمت راست روی پاشه و به سمت چپ حرکت می کنه مخم کم باد می شه وامیستم تمرکز کنم یا به نوعی به اون فرصت تصمیمگیری بیشتری بدم

خلاصه این مانع رو رد می کنم می رسم به ی خیابون که تقاطع داره با وروردی شرقی پل جلال یا همون گی شا یا شاید گیشاه ، خلاصه راننده ها همشون که تو خیابون هدفم که باس ازش رد شم نظر به راست سان میبینن و حواسشون به راسته که ماشینایی که نرفتن روی پل و قصد دارن از سد اونا رد شن بهشون نمالن

مام باس در عین اقتدار و عزت ملی بپا باشیم ی وخ حقوق شروندیمون توسط ی رانننده ... پامال نشه تا بعدش صد تا صاحاب پیدا کنیم که آقا عزیزمون رو ازمون گرفتنو کمپین دفاع از حقوق منه مرحوم! رو تشکیل بدن تا بلاخره گردش مالیشون به حقوق بشریت کمک کنه .. چقد ور می زنم ... خودم سرم درد گرفت بسه دیگه